خرید بک لینک

شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶

خداجونم سلام....امروز دومین باره که دارم برای شما که ازاعماق قلبم دوستتون دارم این جا توی این وبلاگ می نویسم.حتمامی گید مگه توالان نبایدسردرس هات باشی؟.....خداجون،واقعااینو به من می گید؟دلم خیلی گرفته.من بنده ی خوبی براتون هستم؟؟؟؟؟؟؟هستم؟؟؟؟؟؟خداجون،تاحالا شده خیلی ناراحتتون کنم؟کی؟خدا کنه که امروز صبح یاصبح دوشنبه یاصبح شنبه ی پیش نبوده باشه.خداجون،گاهی اوقات دلم می خواد بغلم کنید.واقعاازته قلب می خوام.مثل همین الان تاحالم خوب بشه.باشما که حرف می زنم حالم خیلی خیلی بهتر می شه.خداجون،می شه کمکم کنید.خدا جونم،واقعا به کمکتون احتیاج دارم.خدایا،هیچ وقت من روبه حال خودم نگذارید.هیچ وقت.خدایا.چقدردلم آروم شد.چقدروقتی باهاتون حرف می زنم آروم می شم.چقدرآرامش دارم.خدایا،دوستتون دارم.خدایا،من بنده ی خوبی ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خداجون شماخیلی مهربونید بااین که من بدم ولی شما همیشه به من کمک می کنید.همیشه پیشم هستید وچه چیزی ازاین بهتر.خدا جونم،کمکم کنیدآزمون20مرداد روتوی شهرمون حداقل اول بشم.این طوری دل مامانم رو هم شادمی کنم.زحمتای مادرم رو که نمی تونم جبران کنم ولی حداقل یه کم بهم امیدوارمی شه:).بابام هم خوشحال می شه ومی دونه که دخترش بالاخره یه چیزی هست.خدایا،دلم می خوادبازم بنویسم،ولی بایددیگه برم سردرس ومشقم.خدایا،فردا 11صبح تا2بعدازظهرخیلی کمکم کنید.خداجونم،ممنونم.ازطرف بنده ی شما به خدای خوب ومهربون وعزیز من

نوشته شده توسط حنادختری درمزرعه در 19:30 | لینک ثابت •

برچسب: نویسنده: نگار حیدریان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:26

صفحه بندی