.......
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:26
شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ خداجونم سلام....امروز دومین باره که دارم برای شما که ازاعماق قلبم دوستتون دارم این جا توی این وبلاگ می نویسم.حتمامی گید مگه توالان نبایدسردرس هات باشی؟.....خداجون،واقعااینو به من می گید؟دلم خیلی گرفته.من بنده ی خوبی براتون هستم؟؟؟؟؟؟؟هستم؟؟؟؟؟؟خداجون،تاحالا شده خیلی ناراحتتون کن...
حنای ناامیدوخسته
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:26
یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ خداجونم....سلام....حالم خیلی بدوگرفته است.امروزبه طرزکاملا افتضاحی شروع شد.مثل اون شب یااون صبح خیلی زود.خیلی خیلی بدبود.خداجون....قبطه خوردن به زندگی بعضی شخصیتای داستانی بده؟؟؟؟مثلاهمین شرلوک هولمز.خداجون،ازوقتی که باماجراهای شرلوک هولمز آشناشدم(فکرکنم5یا6سال پیش بود.)همیشه ...
:) :) :) :) :) :)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:26
دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ خداجون سلام....امروزخیلی خیلی بهترازدیروز بود.خداجونم،خیلی ممنونم.خدایاممنونم بابت کمک های شما.خداجونم....ممنونم.نمی دونیدچه قدرخوش حالم.الانم بایدبرم ومشق های زیست 4که آقای "میم" برای فرداگفته بیاریم روکامل کنم.200تا تست زیست،که من 97تاشون روحل نمودم:).اشکال هم توی اونادارم.حا...
خانم دکتر یا خانم نویسنده :)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:26
جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ سلام خدا جون....من خوبم.خداجون،چی می شدمن یه خانم دکتر باروپوش سفید بشم وتوی راهروهای بیمارستان قدم بزنم.مریض هایی که میان اون جا رومداوا کنم.دردشون رو کم کنم وشماهم ازمن راضی باشید وبه من لبخندبزنید.خداجون....من همیشه دلم می خواست یه نویسنده باشم.بیشتر داستان هایی هم که نوشتم...
نوشتن یا ننوشتن،مسئله این است :).
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:26
یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ سلام خداجون.....سلام....سلام....الان خیلی خوش حالم.خداجون،امروزجزصحیح(آخرکلمه ی "جز" بایدهمزه باشه ولی نمی دونستم چطوری همزه روتایپ کنم.)جزوه ی آقای "ق" روسوال هایی که تونستم روحل کردم.می خوام ازکتاب مهروماه هم تست های این مبحث روهم بزنم.....واییییییی،چه قدرمن ریاضی رودو...
مهمانی :)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:26
سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ سلام خداجونم.....بازم می خوام وقایعی روبراتون بنویسم که خودتون می دونید.خدایا.....چندروز پیش بالاخره وقت کردم برم ومانتوی جدیدبخرم.تقریبا ساعت 9:30 شب بودکه بامامان وبابا وخواهرم رفتیم بیرون برای خرید.یه مانتوبایه رنگ متفاوت خریدم.یه مانتوی کرمی.خیلی قشنگه.بعدازپوشیدن چند...
من چم شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:26
چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ خداجونم سلام....چه قدرجالب.این روزها به یه نتیجه ی جالب رسیدم.این که همه ی ما توی زندگیمون شخصیت اصلی هستیم.توی داستان زندگی مون به عنوان شخصیت اصلی کارهایی روانجام می دیم.زندگی ما ترکیبی ازداستان هاباموضوع های مختلفه.می تونه شادباشه یاغمگین.ترسناک باشه یاشیرین.این موضوع به ...
ماجراهای من و درسام و گلدونام :)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:26
پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ سلام خدا جون....امشب بعداز مدت ها به گلدون هام آب دادم.چند وقتی بود که خیلی به فکرشون نبودم و توی این مدت مامان بهشون آب می داد.از اون موقعی که خریدمشون تاحالا چند تا برگ جدید دادن.برگای جدیدشون خیلی لطیفه.دارن بزرگ می شن:).هم گلدون کوچیکه وهم گلدون بزرگه.هردوشون دارن برای خو...
خانم "الف"
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 1:06
دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ خداجون سلام....امروزبامامان رفتیم وکلاس ریاضی4،کلاس شیمی 2و3،فیزیک2و3 وعربی1و2و3ثبت نام کردم.شیمی4،فیزیک4،ریاضی4وزیست4هم که بامدرسه پیش می رم.می دونم که همه ی اینارومی دونیدولی من ایناروبرای شما می نویسم تاآروم بشم.نوشتن برای شمامن روآروم می کنه.خداجونم،امروزباخانم"الف"هم صح
......
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 1:06
چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ خداجونم سلام....امروز یک جمله شنیدم که تاثیرزیادی روی من داشت.نمی دونم چی بگم،ولی می دونم شمااین جمله روبه طریقی به گوش من رسوندید.جمله این بود:آدم بایدبه اندازه ی نهایت توانش کارانجام بده.این وظیفه ی انسانی ماست.اگراین کاررونکنیم گناهی نابخشودنی است.خداجون،این جمله واقعاب
النگوی هندی :)
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 1:06
پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۶ امروزاولین جلسه ی شیمی2برای من ودرواقع دومین جلسه ای بودکه ازشیمی2برگزارمی شد.درواقع دوجلسه پشت سرهم امروزبرگزارشدیعنی جلسه ی دوم وسوم.خانم "ب"اطراف سالن موسسه روگلدون های بزرگی به شکل مربع گذاشته بود که توی اوناپرازبرگ وگیاه بود.یه جورایی شبیه جنگل آمازون شده بود.منم که عا